عبد الله احمديه

114

راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى )

رطوبت و سموم را از راه پوست خارج سازد . طرق ديگرى كه پيشينيان به كار مىبردند عبارت بود از آميخته پيه گاو با نمك و زراوند گرد و كمى روغن بادام شيرين و يا استفاده از شن گرم و يا ضماد شنبليله و قندرون با پيه . روش ديگرى كه در كتابهاى قديم بدان اشاره شده استفاده از ضمادى مركب از سرگين گاو و بز با خاكستر چوب درخت مو ، قطران و سركه بوده است . براى تعريق بيشتر بدان گوگرد هم مىافزودند . اين ضماد براى هر سه نوع استسقاء تجويز مىشده است ؛ در نوع لحمى بر تمام بدن ، در نوع ذقى بر شكم و در نوع لحمى آن را به اطراف بدن و دست و پا مىماليدند . قدما همچنين بيمار را براى عمل تعريق به حمام نسبتا گرم مىبردند تا عرق كند و پيوسته عرق او را خشك مىكردند . در برابر اشعه آفتاب و در شن گرم مىخوابانيدند و از آب چشمه‌هاى معدنى استفاده مىنمودند . استسقاى طبلى - علت اين نوع استسقاء را از بادهاى غليظ و رطوبت كم مىشناختند . بقراط آن را استسقاى خشك ناميده است . در كتب گذشتگان ، سبب اين نوع استسقاء از شدت برودت و رطوبت معده يا از گرمى كبد آمده است . فساد هضم را هم دخيل دانسته‌اند كه غذاى مستحيل به باد مبدل مىشود ، زيرا افراط حرارت تضعيف‌كننده هضم است و ضعف هضم نيز ايجاد نفخ مىنمايد . در اين نوع استسقاء شكم مانند مشك متورم شده و با زدن بر روى آن صداى طبل شنيده مىشود و ناف هم بيرون مىآيد . درمان به روش گذشتگان بايد منقّيات و ملينّات موافق طبع مانند ترنجبين و شيرخشت و تنقيه از شكر سرخ به كار برده شود و مراعات مزاج بيمار به عمل آيد . استفراغ با ملايمت صورت گيرد . داروهاى « گرم » خيلى با احتياط تجويز گردند . زيرا گرم شدن كبد ايجاد عطش مىنمايد . با تجويز عصاره‌هاى خنك مناسب و آب ميوه‌هاى موافق طبع مىتوان كم‌كم كبد را يارى داد . ريشه چوب گز در رفع صلابت كبد و طحال بسيار مفيد ذكر شده است . دستور زير براى همه اقسام استسقاء مؤثر است : چنانچه تب و تشنگى زياد باشد تاجريزى ، تخم كاسنى و ريشه كاسنى مىدهند . براى